شاهی و ریحون

سلام

من هستم ولی کماکان بی حوصله

 چرا از این غار بیرون نمیام خوب ...؟

جمعه سبزی کاشتم اونم تو یک گلدون بزرگ ... شاهی و ریحون

شاهی چون خودم دوست دارم

ریحون چون بابا جونم خیلی دوست داره

یکی طلب مامانی ... دفعه بعد ان شا اله ...

 

اول مهر رو دارین دیگه ... یاد بچگی ها بخیر ... روزهای مدرسه ...

وای که چقد از این اهنگ بدم می اومد  ... مدرسه ها باز شده        همهمه بر پا شده ...

( خوب اگه بدم میاد چرا مینویسمش پس !!! )

 دلم میخواد برم خرید  

  دفتر خط کشی شده ... پاکن نو ... تراش

 

 

مهر مبارک

/ 4 نظر / 9 بازدید
صبورا

ای جووونم قربونت برم یاد مدرسه افتادم

آذین

سلام.خوبی بالاخره طلسم شکست و وبلاگم رو را انداختم.

ایمان

سلام.. چه حالی داره وقتی بوی ریحون بپیچه تو خونه ... راستی توکه از شاهی بدت میومد.. اهان..نه.. اون پونه بود...[نیشخند]

بشینا

آره راست میگی این روزا که میرم بیرون انقد هوس میکنم کاش دبستانی بودم و هل هل میزدم که کیف و مانتو دفتر و ژاک کن بخرم . دلم برا اون روزا تنگ شده شهره جونم مرسی که بهم سر میزنی و مرسی بخاطر حرفهات [گل][ماچ]