دلم میخواد لحظه لحظه هامو زندگی کنم

بوی عید فضا رو پر کرده ،

 شکوفه هایی که از سفیدی برق میزنن و نمیتونی چشم ازشون برداری ،

 سبزه های کوچولو که تازه سر از خاک دراوردن به زندگی سلام میدن ،

تو  گل فروشی ها پر شده از سنبل و لاله ها با اون قرمزی خاصشون ،

 تنگای ماهی کوچولوهای قرمز ونارنجی ،

سبزه های جورواجور با روبانای قرمز دورشون ،

شلوغی خیابونا که مملو از ادماییه که اومدن برای سال نو، لباس نو بگیرین یا شایدم نگیرن فقط اومدن که باشن ،

صدای ترق ترق ترقه ها که نشونه نزدیک شدن چهارشنبه . سوریه . اخر ساله ،

.

.

.

همه و همه باعث میشن ادم به زندگی عشق بورزه و منتظر روزای خوش و شاد آینده  باشه.

دلم میخواد لحظه لحظه هامو زندگی کنم

 

روزهایتان نقره فام

شادیتان مستدام

 

سال نو مبارک

/ 5 نظر / 13 بازدید
mm312

غبار بشوی، زچهره، خود بهار رسید بهار وزید، بهار شکفت، بهار دمید زقله ی کوه، ز سینه ی دشت، ز دامن کشت ز هر چه که سرخ، زهرچه که زرد، زهرچه سپید زمهر و زمه، از آن خم ره، زقوس قزح که پل زده است، به خانه ی، ابر زگیسوی بید زخنده ی گل، زخنده ی،تو زگریه ی من که از سر مهر، به چهره ی تو، به هدیه چکید زبرگ گلی، که بر سر باد، زکوچه گذشت وزآنکه دمی، به شاخه نشست، سرود و پرید شکفت جهان! غریبه ممان، زروح بهار اگر چه ترا، هزار امید، شکست و خمید که شادی وغم، به هستی ما، به یکدگرند و در پی هم، روند و شوند، نهان و پدید غریبه ممان! اگرچه ترا، از آنچه گذشت به هر نفسی، هزار دریغ، به سینه خزید -از آنکه جهان، شکفته ولی، به خانه تو که گشته سرا، به اهرمنی، شریر و پلید نه دانه فشاند، کسی به زمین، به سال کهن نه دانه شکفت، نه حاصل آن، کسی دروید نه کارگری، به کارگهی، به کار ستاد نه هیچ کجا، زضربه ی پتک، جرقه جهید غریبه ممان! که می گذرد زهر چه حصار بهار و کنون، تو زنده بدار، بهار امید غریبه ممان! اگر چه ترا، ز باد خزان شکسته به رخ، تبسم و اشک، به چهره دوید مگر که ترا، نمانده به یاد، به ب

بشینا

شهره جووونم سال نوت مباااااااااااااااااااااااارک[ماچ] ایشالله امسال یه سال خیلی خیلی خوب باشه واست با بهترین چیزا با سلامتی خوبی خوشی[ماچ]

ایمان

سلام. عیدت مبارک. سال خوبی داشته باشی